به گزارش ۸۴/۱۲/۱۴خبرگزاري جمهوري اسلامي :
در گذشتههايي كه اكنون فقط غمي از ياد آوري آن برقلب مردان و زنان كهن مانده است و در روزهايي كه جامعه روستايي و عشايري آماج تيرهاي مدرنيزه نبود، نوروز پيوند اسطورهاي جمشيد با خورشيد بهروايت شاهنامه فردوسي بود.
در آن روزها شكوفهها كه دهان عطرآگين خود را باز ميكردند، ريش سفيدان و بزرگان ايل و طايفههاي لر،در سرزمينهاي گرمسيري و سردسيري زاگرسنشين ، مطرب و مهتر (نوازندگان محلي)، به خانه ميآوردند.
تمام افراد آشنا يا وابستگان براي تبريك آغاز زندگي دوباره طبيعت، براي هم ديدنيهاي ساده ميبردند، بزغاله، روغنهاي محلي يا همان"روغن خش" و توبرههاي آينه داني براي زنان، چه پر سخاوت و بيكينه در دستهاي ميزبان جاي ميگرفت.
پارهاي وقتها فرآوردههاي زندگي روستايي همچون ماست ميش و گاو، شير پرچرب خوشمزه، كلگ،نان بلوط و كشكهاي سفيد و خوش تركيب گرد، آورده ميهمانان نوروزي بود.
ميزبان نيز به ميزان تواني كه درچنته مالي خويش داشت به جبران مهرباني بي پيرايه و ساده ميهمان، هدايايي به آنان عرضه ميكرد.
عشاير درروزهاي آغازين نوروز، پلويي درست كرده و خورشتي از گوشت ماكيان و يا چارپايان، به همديگر عرضه داشته، به آن" چاله گرم كنان" ميگفتند.
عشاير، مردم بيرياي لرزبان كوچنده كهگيلويه و بويراحمد، درروزهاي عيد در چادرها مانده و پس از آن به مناطق ييلاقي كوچ ميكردند.
آن روزها حمام كه نبود، آنان در رودخانهها و چشمه سارها خود را پاكيزه مي كردند، لباسهاي نو و ساده دوخت ميپوشيدند.
گاه نيز بزرگان، ملار ( چند چوب استوار و سه پايه مانند كه در زيرآن آتش مي گستراندند)،به آن ظرفي بنام ديگ ميبستند، اطراف آن را گليم و جاجيم مي انداخته و با آب گرم شده حمام ميكردند.
از آن روز تاكنون بخش كوچكي از رسوم روستايي و عشايري كه در تناقض با زندگي شهري نبود، به بطن شهرها وارد شد، ملاقات با اقوام درجه يك، عيدي دادن ها،لباسهاي آنچناني خريدن، تلويزيون نگاه كردن و مسافرتبا ماشينهاي رنگ رنگ، در تقابل با ملاقات با افرادايل و طايفه، پلوهاي خوشبوي چرب و دوغهاي پراز پونه و برگ موسير قرار گرفت و جز زمزمه پيرمردان كلاه به سر كه ميگويند "ياد ايامي...."، چيزي به جاي نماند.
زاگرس نشينان مهربان به شهرها هجوم آوردند و حتي در تضاد با احترام نياكانشان به طبيعت زيباي زاگرس، به تخريب آن پرداختند،ليكن طبيعت هنوز عاشقانه و استوار برجاي است.
بكر طبيعي برخي نقاط پنهان و دور از دسترس كهگيلويه و بويراحمد دست نخورده و "تنگ مهريان، گنجهاي، كبوتري" بويراحمد، "چشمه ميشي و كوه گل" دنا و دشتهاي پر شقايق كهگيلويه در انتظار بهار و مهرباني ورزيدن به آدميانند.
زنان، هجمه دهشتناك زندگي شهري را به نقشهاي پنهان در تار و پود لباسهاي محلياشان راه ندادهاند، اگرچه مردان پرغيرت سالهاست كه در دغدغه روزمره گيهاي شهري غرقند.
نوروز در سرتاسر ايران از جمله كهگيلويه و بويراحمد روزهاي شاد زيستن و پرشور بودن است،گذشتن از سالي كهنه و قدم نهادن در روزهاي آغازين سال جديد.
۱۰تا۲۰روز قبل از شروع سال جديد زنان ودختران دياركهگيلويه و بويراحمد خانه تكاني خويش را آغاز ميكنند و دستهاي خويشرا با وسواسي به چشم آمدني بر درو ديوار خانههاي ساده خويش كشيده و گرد و غبار زدايي ميكنند.
درخانههاي روستايي اطراف شهرها خانه تكاني به چشم ميخورد، در ميان اين مردمان خو كرده با طبيعت با سرشتي طبيعي، زيبايي بهار با محروميتها درهم ميآميزد و اگرچه سفره هايشان زمين سبز است و سقفشان آسمان آبي و قادر به پختن غذاهاي رنگين نيستند ليكن "كنگر" و "بيلهر" دو گياه خوراكي كوهي مزينكننده سفرههاي سادهشان است.
آخرين جمعه سال در ميان مردماين استان به عيد مردگان معروف است دراين آيين دسته دسته زن و كودك، پير و جوان به سمت گورستانها ميروند و به ياد مردگان خويش فاتحه ميخوانند.
زنان كهگيلويه و بويراحمد يك هفته قبل از عيد به پختن نان سنتي تيري مورد نياز خويش ميپردازند و براي مزين كردن سفرههاي صبحانه خود دو نوع نان ديگر به نام نان شيرين و شلشلي نيز پخت ميكنند.
نواختن موسيقي محلي و شاهنامهخواني دراين روز با سازهايي همچون قره ني، دف،ني انبان وتوشمال توسط افرادي به نام خطير و مهتران صورت ميگرفت ومردم با تجمع در مكانهايي با لباسهاي محلي والوان به شادي،رقص و پايكوبي ميپرداختند.
ياسوج در روزهاي پاياني سال شاهد شور و شوق مردم و خريدهاي عيد نوروز است.
اما دراين ميان كودكان روستايي با چشمهاي روشن و پر از اميد به سالي جديد و درگوشه گوشه اين بازار پر تراكم، دستهاي كوچكشان را به سمت عابرين دراز كرده و گياهان خوراكي چيده شده از كوهستانهاي اين استان را معرفي و عرضه ميكنند.
اين گياهان شامل پرموسير، كنگر، بيلهر، بن سرخ، كارده و تره و ساير گياهان خوراكي كوهي هستند كه هر كدام با خواص گياهي خويش، در ميان مردم بويراحمد، طرفداران زيادي دارند.
زنان لر با لباسهاي پرچين رنگرنگ وچهرههاي اصيل شرقي دست دردست كودكان خويش به بازار پر از ازدحام ياسوج آمده و با سلايق طبيعي به انتخاب رنگين ترين پارچهها براي دوخت لباس محلي ميپردازند، اين زنان با حسي ناخودآگاه زيباترين تركيب رنگها را در جامه خويش به كار ميبرند.
رنگهاي استفاده شده در لباس نوروزي زنان بيشتر شامل رنگهاي اصلي همچون زرد،سبز و قرمز است كه شادابي وصف ناپذيري به چهره شهر ميدهد.
ديد و بازديد ازاقوام وريش سفيدان هر طايفه يكي از وظايف و كارهاي مهمي است كه در عيد نوروز توسط هر فرد خانواده صورت ميگيرد.
به گفته يك كارشناس تاريخ، در سرزمين پهناور ايران زمين در روزگاران گذشته اول فروردين را نوروزگان نميناميدند، بلكه نوروز در تمام فصول سال ميچرخيد. ليكن درسال ۴۷۱هجري قمري به امر جلالالدين ملكشاه سلجوقي تعدادي ازمنجمان آن دوران از جملهحكيم عمر خيامتقويمي بهنامجلالي تهيهكرده و روزاول فروردين را بهاران و نوروز ناميد.